دوشنبه 6 خرداد 1398- ساعت 01:48:30
@ASRKASHAN
اعضای بیمار مرگ مغزی آران وبیدگلی به پنج بیمار نیازمند پیوند عضو، زندگی دوباره بخشید.                     مسوول دفتر نمایندگی آستان قدس رضوی در کاشان گفت: بسته‌های حمایتی ارزاق ماه مبارک رمضان از طریق این دفتر در قالب توزیع گوشت عقیقه بین خانواده‌های نیازمند و محرومین منطقه کاشان توزیع شد.                     معاون پژوهشی و فناوری دانشگاه کاشان گفت: فدراسیون سرآمدان علمی ایران تحت حمایت و مدیریت معاونت علمی و فناوری ریاست جمهوری، دکتر مسعود صلواتی نیاسر عضو هیات علمی گروه شیمی دانشگاه کاشان را به عنوان سرآمد علمی سال ۱۳۹۸ معرفی کرد.                     رئیس اداره حفاظت محیط زیست کاشان گفت: وضعیت مطلوب مراتع یکی از دلایل زیاد شدن حشراتی از جمله ملخ در کاشان است اما گزارشی از هجوم ناگهانی ملخ‌ها به مراتع و عرصه‌های کشاورزی نداشتیم.                     مدیرعامل سازمان فرهنگی شهرداری کاشان از برپایی نمایشگاه عکس «جلوه گاه حماسه» با موضوع آزادسازی خرمشهر در کاشان خبر داد.                     نماینده ولی فقیه و امام جمعه کاشان به پویش بسیج ملی کنترل فشار خون خون پیوست.                     رئیس ستاد بازسازی عتبات عالیات کاشان از کمک رسانی ۱۷ میلیارد تومانی مردم کاشان به مردم مناطق سیل زده خبر داد و گفت: موکب‌های ۱۶ گانه کاشان و آران در مناطق سیل زده کشور فعالیت دارند.                     جمعی از پژوهشگران دانشگاه کاشان و اروپا به فناوری نانویی شارژ تلفن همراه از طریق ذخیره حاصل از انرژی بدن دست یافتند.                     فرماندار ویژه شهرستان کاشان موفقیت های اخیر دانشگاه کاشان را تبریک گفت و از رییس آن دانشگاه تقدیر کرد.                     معاون استاندار و فرماندار ویژه کاشان گفت: این شهرستان دارای پیشینه غنی فرهنگی با تمدن وتاریخ هشت هزار ساله است و سند این موضوع مهم محوطه باستانی سیلک است که نماد تاریخ و فرهنگ عظیم کاشان است.                     برنامه های گرامی داشت سی و هفتمین سالروز آزاد سازی خرمشهر به همت سازمان فرهنگی اجتماعی ورزشی شهرداری کاشان در قالب ویژه برنامه«شکوه فاتحان» از دوم تا پنجم خرداد ماه در این شهرستان برگزار می شود.                     گزارش کمیسیون امور داخلی کشور درخصوص طرح افزایش تعداد نمایندگان و اصلاح حوزه‌های انتخاباتی مجلس شورای اسلامی در صحن علنی مجلس قرائت شد.                     امام جمعه کاشان با بیان اینکه اقدامات خیرخوانه باید در کشور فرهنگ سازی شود، گفت: مردم در کمک رسانی به مناطق سیل زده سنگ تمام گذاشتند.                     رییس کمیسیون گردشگری شورای اسلامی شهر نوش آباد گفت: در توافق ‌ انجام شده با اداره‌ کل میراث فرهنگی استان اصفهان، شهر زیرزمینی نوش‌آباد در روزهای آینده برای بازدید گردشگران بازگشایی می شود.                     برداشت نوبرانه زردآلو و قیسی طلایی رنگ از پانصد هکتار باغ های شهرستان کاشان آغاز شد.                     مسابقات تکواندوی جام رمضان با حضور یکصد و بیست و هشت ورزشکار در شهرستان کاشان برگزار شد                     معاون فرهنگی هنری اداره ارشاد کاشان از توزیع سه هزار کتاب در بیمارستان آیت الله یثربی کاشان خبر داد و گفت: طرح میز مطالعه کودک نیز در این بیمارستان اجرایی شده است                     معاون اجتماعی فرماندهی انتظامی کاشان از برخورد نیروی انتظامی با کلید به دستان خبر داد و گفت: مسافران برای اسکان از اماکن مجوز دار استفاده کنند.                     در آیینی از 350 دانش آموز دختر روزه اولی کاشانی تجلیل شد.                     مراکز اهدای خون کاشان در شب های قدر آماده خونگیری از اهداکنندگان است.                    
اکبر کریم جانباز هفتاد درصد کاشانی است که در جبهه تیری به سرش اصابت کرده و همه گمان به شهادت وی می‌برند اما پس از دو روز در سردخانه مشخص می شود که وی هنوز زنده است

روایت جانبازی که دو روز در سردخانه بود

به گزارش پايگاه خبري تحليلي عصر کاشان ، حاج اکبر کریم، جانباز ۷۰ درصد کاشانی است ...

روایت جانبازی که دو روز در سردخانه بود

به گزارش پايگاه خبري تحليلي عصر کاشان ، حاج اکبر کریم، جانباز ۷۰ درصد کاشانی است که در دوران دفاع مقدس از طریق بسیج به جبهه اعزام شد و بعدها به عضویت سپاه درآمد؛ وی سه روز پس از شهادت زنده شد و تعجب همگان را برانگیخت؛ پای صحبت‌هایش نشستیم و برای ما از دوران دفاع مقدس و جانفشانی‌های رزمندگان سخن گفت.

حاج اکبر! از خاطرات قبل از انقلاب برای ما بگویید.

در سال ۵۷ پس از وقوع زلزله در طبس با تنی چند از رفقای کاشانی خود همچون شهید حاج حسین صنعتکار، مرحوم جواد مقصود از طرف انجمن اسلامی فاضل نراقی کاشان به این شهرستان اعزام شدیم؛ هنوز انقلاب نشده بود اما بچه‌ها روحیه انقلابی و جهادی داشتند و برای کمک و هم دردی با مردم زلزله زده از هیچ کمکی دریغ نکردند.

زمانی که انقلاب اسلامی به پیروزی رسید و امام راحل از پاریس به تهران آمدند دستور پیوستن به جهاد سازندگی را صادر کردند و بر این اسا س به همراه دوستانم به نقاط محرومی از کشور مانند فجره، ویدوجا، ازواره و یاسوج کار کردیم.

در ادامه همه ما به عضویت بسیج درآمدیم و برای تأمین امنیت مرزها چهار روز به ایران شهر و پس از آن به پیران شهر رفتیم؛ حدود سه ماه در آن مناطق به سر بردیم در شرایطی که امکانات در آن مناطق بسیار کم و محدود بود و ۳۰ نفر از کاشانی‌ها نیز در این مأموریت ما را همراهی می‌کردند.

پس از آن برای خدمت مقدس سربازی دو ماه در تهران آموزش دادیم و پس از آن به مناطق عملیاتی سر پل ذهاب و قصر شیرین اعزام شدیم؛ در آن مناطق کار بسیار سخت بود به نوعی که ۵۰ کیلوگرم بار و مهمات را به دوش می‌کشیدیم اما نکته جالب اینکه شش ماه آخر در آتش باریک بودیم و در آنجا خداوند به ما چنان قدرتی بود که گلوله توپ را به تنهایی حمل و به سمت دشمن شلیک می‌کردیم.

دوران پس از خدمت سربازی چگونه گذشت؟

پس از فراغت از خدمت دو ماه در کاشان بودیم و پس از آن به عضویت لشکر ۲۷ محمد رسول الله درآمدیم که در آن زمان شهید همت فرمانده لشکر و شهید زجاجی نیز معاون وی بود و به عنوان بسیجی به صورت داوطلب به جبهه غرب اعزام شده بودیم.

سه سال به صورت داوطلبانه در جبهه‌های حضور داشتیم که در این زمان در مریوان تیر به دست و پای من خورد و کمی نیز زخمی شدیم؛ پس از آن به لشکر امام حسین (ع) رفته و در لشکر نجف مشغول به خدمت شدم به نحوی که یک سال در قایقرانی لشکر و پس از آن سه ماه در اطلاعات عملیات و پس از آن هشت ماه در پیاده گردان فتح خدمت می‌کردم.

زمانی که در گردان فتح بودیم در منطقه‌ام الرصاص عملیات کربلای چهار مجروح شدم؛ حاج محمد احترامی، یکی دیگر از بسیجیان کاشانی بودند که در این گردان و منطقه مجروح شدند و بر همین اساس زمانی در اوایل دی ماه ۶۵ زمانی که می‌خواستیم به منطقه دیگری به نام ام البابی برویم؛ تیر به سرم برخورد کرد.

پس از اصابت تیر به سر شما چه اتفاقاتی افتاد؟

پس از این واقعه سرم شکافت و گمان کردند که من شهید شدم و به سردخانه منتقل شدم؛ دو روز در سردخانه بودم اما پس از آن به خواست خداوند متوجه زنده بودن من می‌شوند؛ ۵۰ روز به حالت اغما بودم و پس از هوشیاری تا یک سال نمی‌توانستم حرف بزنم و مادرم نیز به دلیل این اتفاقات و پس از تحمل درد و رنجی بسیار به رحمت خدا رفت.

در زمان جنگ ایران و عراق هر جنایاتی علیه رزمندگان ایران اسلامی انجام می‌دادند و یکی از این جنایت‌ها تیراندازی به رزمندگان با گلوله کاتیوشا بود و این اتفاق به دلیل اصابت این گلوله به کلاه ایمنی بود و به همین دلیل نزدیکان نیز گمان کردند که من شهید شدم.

بنیاد شهید به منزل پدر ما آمدند تا خبر شهادت فرزندشان را اطلاع دهند و اعلام کردند تا عکسی برای چاپ اعلامیه تحویل بنیاد شهید دهیم در حالی که خبر شهادت برای خانواده من غیرقابل باور بود به نحوی که از مسئولان درخواست می‌کردند که کمی تحقیق در این ارتباط انجام دهند.

خبر شهادت شما چه بازتابی داشت؟

محله پدری ما یک محله کوچک بود و به همین دلیل این خبر در محله پیچید و زمانی که مادرم در حال خرید نان بود خبر شهادت فرزندش را شنید و پس از آن با اوضاع نامساعدی به منزل رسید و زمانی که در پله‌ها راه می‌رفتند، بر زمین افتاد و دو روز بعد نیز فوت کردند.

خانواده از بنیاد شهید درخواست کردند تا مراسم مادر را برگزار شود و پس از آن مراسمی به مناسبت شهادت من برگزار کنند و یکی از بستگان ما به منظور تحقیق و جست و جو به سپاه آمد که مشخص شد جسد من از منطقه عملیاتی منتقل شده است و این موضوع باعث ایجاد امید شد.

چگونه متوجه شدند که شما شهید نشدید؟

زمانی که مرا از منطقه عملیاتی منتقل کردند با دیدن اوضاع من مرا به سردخانه منتقل کردند و پس از ۴۸ ساعت متوجه شدند که محفظه‌ای که مرا در آن گذاشته بودند بخار گرفته و این موضوع باعث شد تا متوجه شوند که من زنده هستم و بر همین اساس مرا به اتاق عمل بردند و ۹ ساعت در زیر تیغ جراحی بودم.

از آنجا که قدرت تکلم نداشتم و پلاک من نیز از بین رفته بود به عنوان بیمار ناشناس در بیمارستان بستری شده بودم و بنا به خواست خداوند پرستار از من شماره تلفن می‌خواهد که من روی پتو با دست شماره را نوشتم و پرستار نیز همزمان یادداشت کرد.

این شماره همسایه عموی من بود و به نظرم این امور کار خدا بود چرا که تا مدت‌ها از اتفاقات هیچ یاد نداشتم و پس از تماس و اطلاع پیدا کردن خانواده، آنها به هر طریقی که توانستند به بیمارستان آمدند.

بستگان ما با مراجعه به بیمارستان اتفاقاتی را دیدند که انگشت به دهان مانده بودند به نحوی که یکی از جانبازان در وضعیتی بود که بر اثر اصابت ترکش نمی‌توانست غذایی ببلعد و با قیف به او غذا می‌دادند و یا جانبازان شیمیایی را دیده بودند که بر اثر اثرات حملات شیمیایی صورت‌های آنها تاول زده بود که کوچک‌ترین آن به اندازه یک بادام بود.

پس از انتقال شما از بیمارستان به کاشان چه اتفاقاتی افتاد؟

انتقال من از بیمارستان به کاشان با نخستین بمباران کاشان همزمان شده بود و مرا به بیمارستان نقوی منتقل کرده بودند و بیماران زیادی بر اثر بریده شدن شیشه توسط بمباران در این بیمارستان به چشم می‌خورد.

بعد از بستری هم رزمان و بستگان مرتباً به من سر می‌زدند و پس از گذشت شش ماه با معجزه الهی از تخت خواب بلند شده و خواندن نماز صبح مشغول شدم و پس از نماز نتوانستم کلامی سخن بگویم و پس از گذشت چندین ماه بریده بریده شروع به سخن گفتن شدم و پس از طی طول درمان شروع به حرف زدن کردم.

مدتی پس از طی طول درمان پروتزی در قسمت خالی سر من قرار دادند تا قسمت خالی سر را بپوشاند و رگ مصنوعی نیز به دلیل از بین رفتن رگ مربوطه در بدن من وجود دارد و امورات قلبی و مغزی نیز توسط این رگ مصنوعی انجام می‌شود.

فرهنگ ایثار و شهادت در جامعه امروزی چه تغییری کرده است؟

امروزه متأسفانه این فرهنگ در جامعه کمرنگ شده است و علت اصلی آن استفاده نادرست از امکانات امروزی همچون تلفن همراه است چرا که در گذشته محافل خانواده گرم بود اما امروز هرکس تلفن همراهی به دست داشته و مشغول است.

جوانان گذشته پاک‌تر بودند اما امروز دانش آموزان دبستانی نیز به فضای مجازی دسترسی دارند و بر همین اساس نظارت والدین بر فرزندان و فعالیت ارگان‌های مختلف مربوط مخصوصاً صدا و سیما افزایش پیدا کند.

سخن آخر؟

مردم پشتیبان ولی فقیه و مسئولان در هر رده گوش به فرمان ایشان باشند.

منبع خبر : خبرگزاری مهر

نویسنده : مهندس محمد ابراهیم پور
5
ارسال خبر به دوستان
کاربر عزیز شما با وارد کردن ایمیل دوست خود میتوانید لینک این خبر را به او ارسال کنید و از وی برای مشاهده خبر دعوت نمایید.




  اذان صبح
  طلوع خورشید
  اذان ظهر
  غروب خورشید
  اذان مغرب